سال 96 از علوم ازمایشگاهی اردبیل انصراف دادم و یه سال محروم از 1 بودم
برا همین برا کنکور 97 شروع کردم
اما متاسفانه بیشتر مطالب به خصوص عمومی ها و زیست از ذهنم پریده بود
و به زور تونستم این مطالب رو جمع بندی کنم
خیلی دوران سختی بود
تقریبا ماه های اول خوب خوندم
اما ماه های آخر تنبلی کردم
با این بهانه که مطالب رو بلدم و فقط یه مرور نیاز دارم
همین موضوع و غرور بی جا باعث شکستم در کنکور 97 شد
کنکور رو که دادم
از حوزه آزمون که اومدم بیرون
پدرم منتظرم بود
شوق رو تو چشماش میدیم که بهش بگم
خیلی خوب کنکور دادم
دلش رو نشکستم و گفتم نسبتا خوب بود
اما در اصل
کنکور خیلی بدی داده بودم
تقریبا خودم رو برای سربازی آماده کردم
چون میدونستم رتبه خوبی نمیارم
بله
روز اعلام نتایج رسید
رفتم صفحه دیدن نتایج
7600![]()
صفحه رو زود بستم
خواهرم کنارم بود
پرسید نتایج اومده؟
گفتم
نه
گفتم باید با بابا حرف بزنم
رفتم مغازه
(بابام مغازه کفاشی داره و تعمیر کار کفشه)
گفتم که نتیجه بد شده
خیلی دلم براش سوخت
چون منتظر یه نتیجه خوب بود![]()
اما بابام پشتم رو خالی نکرد
گفت خب سال بعد تلاشت رو بیشتر کن
ولی من باید میرفتم سربازی
و رفتم دفترچه خدمت رو فرستادم
تاریخ اعزام به خدمت:
97/07/19
برچسب:
نویسنده: رضا فراهانی